حسادت

حسادت

حسادت یک احساسی است که بیش از همه خود شخص را آزار می دهد.

این گیلاس درخت همسایه نیست که باعث حسادت می شود بلکه آنچه که باعث رنج ما می شود تصور اینستکه این گیلاسها می توانند همسایه را خوشبخت ورا ضی کنند .

متخصص روانشناسی پرفسور رولف هوبل  معتقد است که حسادت وقتی بوجود می آید که شخص احساس کند آنچه که دارد کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد .

یک ضرب المثل فرانسوی می گوید " حسودان می میرند ولی حسادت هرگز نمی میرد."

حسادت ، یک نیروی حساس ونا گفتنی در عمق وجود همه حضور دارد . در کتابی که پرفسور هوبل نوشته ، موضوع اصلی آن حسادت است وچه مسائلی باعث بر انگیختن انگیزه حسادت  درانسان می شود .او می نویسد هیچ چیزی وجود ندارد که با عث حسادت انسان نشود ، چه مادی و چه غیر مادی ! ما می توانیم به سر نوشت یکنفر حسودی کنیم ، یا به کسی که برنده یک جایزه شده ، ولی کلاً وقتی انسان حسودی می کند که آنچه که دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد . مثلاً من که حوصله جمع آوری تمبر را ندارم به کسی که اینکار را می کند حسودی نخواهم کرد .

حسادت در هر جامعه ای معنی خاصی دارد ، در هر جامعه ای داشتن چیز بخصوصی که در آن جامعه ارزشمند جلوه می کند باعث حسادت می شود . در جامعه امروز حتی آگهی هائی که در تلویزیون بخش می شود سعی می کنند با توجه به این ضعف بشری انسان را به سوی استفاده از یک کالای بخصوص یا به انجام عملی تشویق کنند . جامعه سرمایه دار از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می کند ، زیرا حسادت یک انگیزه است که باعث جاه طلبی وافزایش انرژی می شود. حسادت در واقع به دلیل داشتن خانه بزرگتر ، اتومبیل تند تر وزیبائی بیشتر نیست ،بلکه انسان حسودیش می شود ،وقتی که شخص مورد نظر بوسیله داشتن این وسایل بیشتر مورد احترام دیگران  قرار گیرد. 

حسادت وقتی بوجود می آید که دو نفر با شرایط مشابه  شروع کنند ولی یکی موفقیت بیشتری بدست بیاورد ، یا مال بیشتری جمع کند . البته حسادت بر عکس هم وجود دارد  ،مثلاً شخصی که مال بسیار دارد ولی خوشبخت نیست  به شخصی حسادت می کند که با وجود کم داشتن احساس خوشبختی و آسایش ورضایت می کند .

شخص حسود هیچ وقت فکر نمی کند که آن کس که بیشتر دارد حتماً خیلی سخت تر کار کرده است . او فکر نمی کند که هر موقعیت بهتری چه از نظر روانی چه از نظر مالی قیمتی دارد ، قیمتی که شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نیست ، اکثر افراد حسود فکرمی کنند که حق آنان ضایع می شود وآنها کمتر از حقشان بدست می آورند وآنچه که دیگری دارد بیشتر از حقش می باشد. حسودانی که می پذیرند دیگری حقش بوده که بیشتر داشته باشد زیاد تر رنج می کشند.

این حسودان سعی می کنند با یک رفتار خشونت آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله کنند یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می دهند که طرف مقابل از امکانات بهتری که دارد لذت نبرد و به این وسیله آنچه که هر دفعه باعث یادآوری عدم موفقیت او می شود نابود می کند . این افراد معمولاً محبوب نیستند آنها معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی دهند وهمیشه تظاهر می کنند که دیگری را تحسین می کنند ولی در واقع بسیار رنج می کشند.

حسادت یک احساس مطلق نیست بلکه مخلوطی است از خشونت وشکست ،خشونتی که فرد حسود احساس می کند مانع از رنج بیشتر او از شکست می شود. اگر شخص حسود جلوی خشونتش را

بگیرد بیشتر از شکست رنج می کشد زیرا او متوجه شده که دیگری به حق بیشتر دارد یا موفق تر

است،چنان که اگر او تمام قدرتش را هم به کار ببرد به آن نخواهد رسید به همین دلیل شخص دچار افسردگی شدید وفلج کننده ای می شود ،زیرا او دیگر از خودش سئوال نمی کند که به چه وسیله وقدرت فردی به خوشبختی برسد . حسادت در کتاب مقدس  مسیحیت به نام

 " گناه مرگ آور" آمده است. با تمام این گفته ها حسادت در واقع یک واکنش طبیعی انسان جهت جلوگیری وممانعت از افسردگی می باشد. حسادت هیچ دلیل بیولوژی ندارد بلکه شخصیت حسود به مرور زمان و در اثر تجربیاتی که شخص در زندگی بدست می آورد فرم می گیرد . معمولاً شخصیت حسود در اثر شناخت فردی غلط بوجود می آید وگسترش می یابد، این افراد در محیطی بزرگ شده اند که انجام خواسته های دیگران مهم تر از خواسته وعلاقه فردی خودشان بوده و آنها هیچوقت موقعیتی نداشتند که بدنبال علائق واستعداد های فردی خودشان بروند وبفهمند که از چه کار وفعالیتی بیشتر لذت می برند. این انسانها احساس می کنند که فقط وقتی خواستهای دیگران را کامل انجام دهند مورد قبول مردم می باشند . این افراد معمولاً دائماً دروغ می گویند ومرتباً بدنبال این هستند که کاری بکنند که بدان وسیله خوش آمد وشناخت دیگران را کسب کنند.

چگونه می توان از حسادت آزاد شد وبا آرامش زندگی کرد؟

خوشبختی و رضایت همیشه در هر جامعه ای در مقایسه با وضعیت موجود افراد آن جامعه صورت می گیرد ، چون بشر با همین مقایسه اجتماعی زندگی می کند واسیر انتظارات اجتماعی خود می باشد . هر انسانی باید سعی کند استعداد وامکانات فردی خویش را بیابد ، زیرا شخص حسود کسی است که خیلی کم در مورد خودش می داند ودر حقیقت هیچ اطلاعی از توانائی های خودش ندارد و به همین دلیل زندگی اش را بر اساس یک شخصیت غلط بر نامه ریزی کرده و خود را با گروهی مقایسه می کند که به طبقه اجتماعی دیگر تعلق دارند و با ارزشهای اخلاقی واجتماعی متفاوتی زندگی می کنند که شخص حسود هرگز نمی تواند خودش را به آنها برساند به همین دلیل به احتمال زیاد شخص تبدیل به یک فرد حسود عصبانی و افسرده می شود.

 نکته مهم اینستکه شخص ،حسادت را بپذیرد وبه خودش دروغ نگوید او باید سعی کند نقطه ای بین ایدآل وواقعیت را بیابد وتوازونی در زندگی خود بوجود آورد .در حقیقت باید پذیرفت که هیچ انسانی قدرت این راندارد که عدالت واقعی را در جامعه بوجود آورد ،کلاً حسادت در اثر تجربه بی عدالتی در جامعه بوجود می آید . معمولاً برای حسودان این سئوال به جا پیش می آید که بر  چه اساسی گروهی بشتر از دیگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعی این تقسیم انجام شده است. اگر جامعه ای حسادت را بعنوان یک واکنش طبیعی انسانی در مقابل بی عدالتی ها اجتماعی ببیند ، می تواند جوابی هم برای سئوال بالا بیآبد. اماٌ متاسفانه حسادت در جامعه واکنشی ناپسند و ناخوشایند محسوب می شود وکمتر کسی راحت در مورد آن حرف می زند .حسادت همیشه وجود دارد حتی اگر سرمایه های موجود در جامعه را بطور مساوی بین مردم تقسیم کنند ، باز هم اگر شخصی از همان سرمایه مشابه آنرا با تلاش وشانس افزایش دهد و خوشبخت تر وراحت تر باشد مورد حسادت دیگران قرار می گیرد .

پرفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی وآزادی را در دنیا بطور مساوی تقسیم کنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت ، زیرا هر جا که تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت کاشته شده است . او اضافه می کند  ، از آنجا که بشر همیشه سعی دارد خودش را غیر از دیگران نشان دهد وتمام سعی وکوشش او در پی اینستکه به دیگران ثابت کند که او به غیر از دیگری است زیرا اوخود را در همین تفاوت می شناسد ، وهیچوقت مایل نیست که دیگری بیشتر از او داشته باشد چون این باعث خجالت وشرمندگی او می شود به همین دلیل حسادت یک همراه دائمی انسان می باشد وبدین وسیله انسان می تواند بین فردیت وجمعیت بالانس بوجود آورد .

برای گروهی این سئوال مطرح است که آدم چگونه می تواند خودش راازحسودان محافظت کند ؟

متخصصین روانشناسی براین عقیده اند که حسادت در مرحله نابود کننده آن بسیار خطرناک است،

وآنرا نباید ساده گرفت . در هر جامعه ودر هر گروه اجتماعی بهتر است که آدم سعی کند افراد حسود را آرام کند وبا آنها به طریقی کنار بیآید ، یا حداقل سعی کند با آنها مواجه نشود ولی متاسفانه این روش در بسیاری از موارد مثل عدم برخورد با  فامیل یا همکار امکان پذیر نمیباشد.

بنابراین شخص مورد حسادت باید سعی کند از آنچه که دارد مقداری به دیگری به بخشد وهمین عمل تا حدودی باعث آرامش نسبی حسود می شود یا شخص باید به وسایل وعناوینی دیگر سعی کند که حسود را آرام کند ،یعنی خشونت او را کاهش بدهد.

روشهای متعددی برای آرام کردن حسودان وجود دارد. مثلاً معمولاً کسانی که در منزل استخر دارند مرتب در مقابل دیگران شکایت از مشکلات داشتن استخر را می کنند ،یا بر عکس خود شخص حسود برای آرامش درونی می گوید: " فلانی ویلا دارد وماشین نو ولی چه فایده بچه های او معتاد هسنتند." همین افکار وواکنشها در روابط افراد ایجاد یک توازونی می کند .

 بهترین موقعیت را کسانی دارند که با زحمت و مشقت زیاد به مال وثروت می رسند این گروه هیچ مشکلی با افراد حسود ندارند.

پرفسور هوبل ، به تمام کسانی که از حسادت رنج می برند  توصیه می کند که به حسادت خود اعتراف کنند وبه خودشان دروغ نگویند ودر مورد این احساس رنج آور درست فکر کنند ودر تعین هدفشان تنها به توانائی وامکانات فردی خودشان تکیه کنند . در حقیقت باید بین ایده آل وواقعیت یک توازونی بوجود آورند واین در صورتی امکانپذیر است که شخص سعی کند نسبت به خودش سخت گیر نباشد وبه خودش بگوید که او نمی تواند به هر آنچه که آرزو دارد برسد واگر او به اندازه دیگری موفق نشد دلیل بر آن نیست که او انسان بد تری می باشد .

انسان حسود باید مرز هایش را بپذیرد وخیلی ساده می شود گفت با کمبود هائی که در زندگی دارد کنار بیآید بدینوسیله می تواند تا حدودی به آسایش و آرامش برسد .

 منبع  : www.psychologie-heute.de                                                           

  تیتر اصلی:neid

مترجم : زهرا خباز بهشتی        

|+| نوشته شده توسط زهرا خبازبهشتی در پنجشنبه 1387/11/24  |
 
 
بالا